الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
470
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
« علقمة ابن قيس نخعى » مىگويد : باندازهاى امير مؤمنان از مرگ مالك ناراحت بود و متاسف و متاثر ، كه يقين كردم مصيبت ديده او هست نه ما ! ابن ابى الحديد در توصيف اشتر مىگويد : « كان شديد الباس جوادا رئيسا ، حليما فصيحا شاعرا و كان يجمع بين الين و العنف فيسطوا فى موضع السطوة و يرفق فى موضع الرفق » : « مردى جنگجو ، بخشنده ، بزرك ، بردبار ، فصيح و شاعر بود ، و شدت را با نرمش مىآميخت بهنگام اظهار قدرت قدرت نشان مىداد و بهنگام مدارائى مدارا مىنمود » . و نيز گفته است : « كان حارسا شجاعا رئيسا من اكابر الشيعه و عظمائها ، شديد التحقق بولاء امير المؤمنين و نصره » « پاسدار اسلام و شجاع و بزرك بود و از شخصيتهاى برجستهء شيعه به حساب مىآمد و شديدا بامير مؤمنان و يارى او علاقه داشت » و نيز مىگويد : للّه ام قامت عن الاشتر لو ان انسانا يقسم ان اللّه تعالى ، ما خلق فى العرب و لا فى العجم اشجع منه الا استاذه على بن ابي طالب ( ع ) لما خشيت عليه الاثم : « خدا بمادرى خير دهد كه اشتر را به دنيا آورد ، اگر انسانى سوگند ياد كند كه خداوند در عرب و عجم - بجز استادش على ابن ابي طالب - شجاعتر از او نيافريده من بر او گناهى نمىبينم » و چه خوب گفته است آن گوينده ، هنگامى كه از او در بارهء اشتر سؤال شد : ما اقول فى رجل هزمت حياته اهل الشام و هزم موته اهل العراق : « من چه بگويم در باره كسى كه حياتش شاميان را هزيمت داد و مرگش عراقيان را » . معاويه دشمن سرسخت اشتر هنگامى كه خبر شهادت او را دريافت كرد گفت : « ان عليا كان له يمينان قطعت احداهما بصفين - يعنى عمار - و الاخرى اليوم يعنى الاشتر » : على عليه السلام داراى دو دست راست بود يكى در جنگ صفين قطع گرديد و آن عمار بود و ديگرى امروز و او اشتر است .